سیاهی
صدایی نیست!!!!
بجز آواز گنگ یک ستاره در ته یک کهکشان دور
در این وحشت سرای تار بی روزن
نه حتی جرات شمعی
نه حتی زهره ی سوسوی فانوسی
چه باید کرد با این شب پرستان سیاه اندیش؟
چه باید کرد با این گله گرگ در لباس میش ؟
+ نوشته شده در شنبه ۱۳۸۵/۰۷/۱۵ ساعت ۱ ب.ظ توسط احد چگینی
|
اینها که می گویم